محمد مهريار

401

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

كنند ، از همين جهت است كه در بسيارى از مناطق كشور نام قراء و قصبات را مىبينيم كه به صور مختلف با ده آغاز شده است ، و در همهء اينها سبب اصلى همين علاقه به ده و آبادى بوده است . برحسب فحص اجمالى كه به عمل آورده‌ام كلمهء ده در حدود 300 مورد در بقاع و قلاع كشور اطلاق شده است ، مثلا به صورت دهناب ( هشترود ) ، دهنار ( دماوند ) ، ( نوشهر ) ، دهنان ( اصفهان ) ، دهنو صدها محل دهملان ( زابل ) ، دهنجرد ( همدان ) ، دهكهان ( جيرفت ) ، دهرود ( فيروزآباد ) ، دهپياز و غيره . بنابراين در همهء اين واژه‌ها و اسامى كلمهء « ده » آورده شده است تا بيانگر اين معنا باشد كه بانيان آن ديگر پس از توفيق در عمل كندن قنات و پديد آوردن آب‌كارى كرده‌اند ديهى و در عمل با توسّع در معنى كشورى پديد آورده‌اند . واژه‌شناسى : اما واژهء دهنو كه آن هم در ايران فراوان است علت تسميه‌اش اين است كه بانى آن مىخواهد با اين تسميه بگويد من ديهى از نو ايجاد كرده‌ام و به همين علت اين نامگذارى در اطراف ايران فراوان است . در اصفهان چندين دهنو داريم يكى كوچك است در شهرستان فريدن و دو تاى ديگر در شهرستان نايين و باز يكى در همين شهرستان كه هر سه ديه‌هاى كوچكى هستند . ديدجان Didj n ديدجان ديهى است در دهستان كمه از شهرستان سميرم . نامواژهء كمه خود نام ديه بزرگى است در اين دهستان « 1 » ولى ديدجان ما كوچك است و در سال 1345 ، جمعيت آن را 55 نفر برآورد كرده‌اند . « 2 » براى ويژگيهاى آن رجوع شود به نامواژهء سميرم . در سنوات اخير به‌علت سهولت رفت و آمد و انشاى جاده‌هاى بزرگ در اين دهستان يك رونق اقتصادى در همهء نواحى پيدا شده است و آيندهء بهترى را نويد مىدهد . حصول امنيت نيز عامل اصلى آبادانى سميرم است كه باز به‌علت ثبات آن در سنوات اخير اوضاع اقتصادى و اجتماعى محلها را بهتر ساخته است . بپردازيم به نام آن . واژه‌شناسى : ديدجان به اين صورت معنى ندارد چونكه محل با ديد چشم رابطه‌اى

--> ( 1 ) - ن . ك . به : نامواژه‌هاى كمه و سميرم در همين فرهنگ و همچنين ر . ك . به : نامواژه‌هاى قمى و خمين و قم و قمصر و همسانهاى آنها . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 48 .